عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
88
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
ساير حرفها ندان ! سالها است درس گفتهام كلمات من حجّت است و راست و بنده عادت به دروغ گفتن ندارم . صلاح تو در اين است كه نسبت به دولت صديق و خدمتگزار و دلگرم و امّيدوار باشى و آنچه حكومت امر مىكند ، اطاعت كنى و الّا تغيير و تبديل تو در دولت نقلى ندارد و ميل پادشاه ، ضلّ اللّه ، براينست كه حدود محمّره و اهواز و ساير جاهاى عربستان را آباد و اصلاح كند . وضع حالا غير از سابق است و تمام توجّه دولت به سمت عربستان است . كناره گرفتن و به اسلوب پدر راه رفتن كار حالا نيست و نه صلاح تو . بارى ! جواب گفت كه : عرايض محرمانه بسيار دارم . قرار دادم كه وقتى بيايد ، اظهار كند . جهاز بلاس لنج روزى ده الى چهارده تومان زغال سنگ لازم دارد . مبلغ پانزده تومان از قرار هر تن هفت تومان و پنج قران و صد دينار - و تن معادل است با 290 من تبريز . مواجب كاپيتان ماهى چهل ليره است و دو صاحب منصب ، يكى 35 ليره و ديگرى 30 ليره ؛ و عملهجات پنجاه الى 65 نفر ، هر كدام ماهى سى روپيه كه [ معادل ] دويست و هفت تومان و پنج قران و ده شاهى باشد . و سكّانچى ماهى پانزده تومان . آبخور جهاز سه فوت الى 5 فوت قيمت 25 هزار ليره . جزيرة الخضر يا جزيره محلّه را ، هر كدام بشود يا هر دو ، را انگليسىها بىاندازه طالبند و اين دو جزيره مفتاح اصلى عربستان است . تا حال دو سه مرتبه اقدام نمودهاند در خصوص جزيره محله ، حقير به حضور مبارك « 1 » حاضر بود در باغ دوشان تپّه ، كه تلگرامى در اين خصوص از عربستان يا بوشهر رسيد كه به مبلغ سى هزار ( تومان يا روپيه ) حاجى آقا محمّد معين يا ديگرى خريدارى مىكند . چاكر تفصيل اين جزيره را عرض نموده و خيال مبارك را بازداشت از فروش . سابق هم اشاره به اين مطلب شده ، ممكن است به هزار لباس درآيند تا ببرند . بايد ملتفت بود كه از دست نرود . روز شنبه 29 [ جمادى الاخرى ] به اتّفاق جناب نظام السّلطنه و حاجى ايلخانى در جهاز شيخ نشسته ، رفتيم تا محمّره در برابر قلعهء توپخانه . آنجا را اختيار نمود براى اسكله و كاروانسرا و گمركخانه . پياده شده ، طول و عرض آنجا را اندازه گرفته يك صد در هفتاد و پنج ذرع [ بود ] . و بعد از تحقيق سوار شده ، مراجعت نموديم به سمت فيليّه و در آن طرف نهر بوجديع چادرها و بنه كه در محمّره بود ، [ و ] برافراشته بودند و برچيده بودند ، برپا نمودند و مخارج تمام جمعيّت به عهدهء شيخ است . در خصوص فلاحيّه باز از شخص با اطّلاعى كه حضور داشته ، سؤال نمودم . مىگفتند : شيوخ آنجا خيال داشتند كه شيخ على ، برادر مرحوم شيخ رحمه ، را شيخ المشايخ قرار دهند و از او
--> ( 1 ) . منظور ناصر الدّين شاه قاجار است .